(väl ən tēr')
والِنتیر
person who enters any service of his or her own free will; to offer one’s services
فردی که با میل خود خدمتی را انجام میدهد؛ داوطلب شدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The draft has been abolished and replaced by a volunteer army.
خدمت اجباری لغو شده و با ارتش داوطلب جایگزین شده است.
Terry did not hesitate to volunteer for the most difficult jobs.
تری برای داوطلب شدن در سختترین کارها تردید نکرد.
The boys were reluctant to volunteer their services to help clean up after the dance.
پسرها تمایلی نداشتند خدمات خود را برای کمک به تمیزکاری بعد از جشن داوطلبانه ارائه دهند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.