واژه

loyalty

(loi' əl tē)

وفاداری

لویالتی

Definition

faithfulness to a person, government, idea, custom, or the like

توضیح فارسی

وفاداری به شخص، دولت، عقیده یا رسم

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The monarch referred to his knights’ loyalty with pride.

پادشاه با افتخار از وفاداری شوالیه‌هایش یاد کرد.

دِ مانارک ریفِرد تو هیز نایتس لویالتی ویذ پراید.

Nothing is so important to transmit to the youth as the sacredness of loyalty to one’s country.

هیچ چیز به اندازه تقدس وفاداری به میهن برای انتقال به جوانان مهم نیست.

ناثینگ ایز سو ایمپورتِنت تو ترَنس‌میت تو دِ یوث اَز دِ سیکرِدنِس آو لویالتی.

Out of a sense of loyalty to his friends, Michael was willing to suffer torments, and he therefore refused to identify his colleagues in the plot.

مایکل از روی حس وفاداری به دوستانش حاضر بود رنج بکشد و به همین دلیل همکارانش را در نقشه لو نداد.

آوت آو ا سِنس آو لویالتی تو هیز فرِندز، مایکل واز ویلینگ تو سافِر تورمِنتس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.