(kal' ēg)
کالیگ
associate; fellow worker
همکار؛ شریک کاری
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The captain gave credit for the victory to his valiant colleagues.
کاپیتان پیروزی را به همکاران شجاعش نسبت داد.
Who would have predicted that our pedestrian colleague would one day win the Nobel Prize for medicine?
چه کسی پیشبینی میکرد همکار معمولی ما روزی جایزه نوبل پزشکی را ببرد؟
We must rescue our colleagues from their wretched condition.
ما باید همکاران خود را از وضعیت اسفناکشان نجات دهیم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.