واژه

colleague

(kal' ēg)

همکار

کالیگ

Definition

associate; fellow worker

توضیح فارسی

همکار؛ شریک کاری

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The captain gave credit for the victory to his valiant colleagues.

کاپیتان پیروزی را به همکاران شجاعش نسبت داد.

دِ کَپتِن گیو کِرِدیت فور دِ ویکتِری تو هیز وَلینت کالیگز.

Who would have predicted that our pedestrian colleague would one day win the Nobel Prize for medicine?

چه کسی پیش‌بینی می‌کرد همکار معمولی ما روزی جایزه نوبل پزشکی را ببرد؟

هو وود هَو پریدیکتِد دَت آور پِدِسترین کالیگ وود وان دی وین دِ نوبِل پرایز.

We must rescue our colleagues from their wretched condition.

ما باید همکاران خود را از وضعیت اسفناکشان نجات دهیم.

وی ماست رِسکیو آور کالیگز فرام ذِر رِچِد کِندیشن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.