(pro vid')
پِروواید
to supply; to state as a condition; to prepare for or against some situation
تأمین کردن؛ شرط گذاشتن؛ آماده کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
How can we provide job opportunities for all our graduates?
چگونه میتوانیم فرصتهای شغلی برای همه فارغالتحصیلان فراهم کنیم؟
Hal said he would bring the ball provided he be allowed to pitch.
هال گفت توپ را میآورد، به شرطی که اجازه پرتاب داشته باشد.
The government is obligated, among other things, to provide for the common welfare and secure the blessings of peace for all citizens.
دولت موظف است برای رفاه عمومی و امنیت و صلح همه شهروندان تأمین لازم را انجام دهد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.