واژه

vulnerable

(vul' nər ə bl)

آسیب‌پذیر

وَلنِرِبِل

Definition

capable of being injured; open to attack, sensitive to criticism or influences

توضیح فارسی

آسیب‌پذیر؛ در معرض حمله یا انتقاد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Achilles was vulnerable only in his heel.

آشیل فقط از ناحیه پاشنه آسیب‌پذیر بود.

اَکیلیز واز وَلنِرِبِل اونلی این هیز هیل.

The investigator’s nimble mind quickly located the vulnerable spot in the defendant’s alibi.

ذهن تیز بازپرس به‌سرعت نقطه ضعف در دفاع متهم را پیدا کرد.

دِ اینوِستیگِیتِرز نیمبِل مایند کوئیکلی لوکِیتِد دِ وَلنِرِبِل اسپات این دِ دیفِندِنتس اَلِبای.

A vulnerable target for thieves is a solitary traveler.

یک مسافر تنها هدفی آسیب‌پذیر برای دزدهاست.

ا وَلنِرِبِل تارگِت فور ثیوز ایز ا سالِتِری تِرَوِلِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.