sər kyū lāt
سِرکیولِیت
go around; go from place to place or person to person
چرخیدن؛ از جایی به جای دیگر یا از شخصی به شخص دیگر رفتن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
A fan may circulate the air in summer, but it doesn’t cool it.
پنکه ممکن است هوا را در تابستان به گردش درآورد، اما آن را خنک نمیکند.
My father circulated among the guests at the party and made them feel comfortable.
پدرم میان مهمانان مهمانی رفتوآمد میکرد و باعث راحتی آنها میشد.
Hot water circulates through the pipes in the building, keeping the room warm.
آب گرم در لولههای ساختمان جریان پیدا میکند و اتاق را گرم نگه میدارد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.