واژه

flee

(flē)

فرار کردن

فلی

Definition

run away; go quickly

توضیح فارسی

گریختن؛ سریع دور شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The fleeing outlaws were pursued by the police.

یاغیان فراری توسط پلیس تعقیب شدند.

دِ فلیینگ آوت‌لاز وِر پِرسیود بای دِ پولیس.

One could clearly see the clouds fleeing before the wind.

می‌شد به‌وضوح دید که ابرها پیش از باد می‌گریزند.

وان کود کلیرلی سی دِ کلاودز فلیینگ بیفور دِ ویند.

The majority of students understand that they cannot flee from their responsibilities.

بیشتر دانش‌آموزان می‌دانند که نمی‌توانند از مسئولیت‌هایشان فرار کنند.

دِ مجوریتی آو استیودِنتس آندرستند دَت ذِی کَنات فلی فرام ذِر ریسپانسیبیلیتیز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.