واژه

diminish

(də min' ish)

کاهش دادن

دیمینیش

Definition

make or become smaller in size, amount or importance

توضیح فارسی

کوچک‌تر یا کمتر شدن؛ کاهش دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The excessive heat diminished as the sun went down.

گرمای شدید با غروب خورشید کاهش یافت.

دِ اکسِسیو هیت دیمینیشت اَز دِ سان وِنت داون.

Our diminishing supply of food was carefully wrapped and placed with the baggage.

ذخیره غذایی رو به کاهش ما با دقت بسته‌بندی و کنار بارها گذاشته شد.

آور دیمینیشینگ ساپلای آو فود واز کِرفولی رَپت اَند پلیست ویذ دِ بَگیج.

The latest news from the battlefront confirms the report of diminishing military activity.

آخرین اخبار جبهه گزارش کاهش فعالیت نظامی را تأیید می‌کند.

دِ لِیتِست نیوز فرام دِ بَتِل‌فرانت کِنفِرمز دِ ریپورت آو دیمینیشینگ میلیتِری اَکتیویتی.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.