واژه

refer

(ri fir')

ارجاع دادن

ری‌فِر

Definition

hand over; send, direct, or turn for information, help, or action; assign to; direct attention to or speak about

توضیح فارسی

ارجاع دادن؛ فرستادن برای اطلاعات یا کمک؛ اشاره کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Let us refer the dispute to the dean.

بیایید این اختلاف را به رئیس دانشکده ارجاع دهیم.

لِت آس ری‌فِر دِ دیسپیوت تو دِ دین.

Our teacher referred us to the dictionary for the meanings of the difficult words in the novel.

معلم ما را برای معنی واژه‌های دشوار رمان به فرهنگ لغت ارجاع داد.

آور تیچِر ریفِرد آس تو دِ دیکشنِری فور دِ مینینگِز آو دِ دیفیکِلت وِردز این دِ ناوِل.

The speaker referred to a verse in the Bible to support his theory.

سخنران برای حمایت از نظریه‌اش به یک آیه از انجیل اشاره کرد.

دِ اسپیکِر ریفِرد تو ا وِرس این دِ بایبِل تو ساپورت هیز تھیِری.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.