(vān)
وِین
mood; a blood vessel that carries blood to the heart; a crack or seam in a rock filled with a different mineral
حالت؛ رگ خونی؛ رگه معدنی در سنگ
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
A vein of lunacy seemed to run in the family.
نوعی گرایش به دیوانگی در آن خانواده وجود داشت.
Mario’s wrist was severely cut by the rock, causing his vein to bleed heavily.
مچ دست ماریو به شدت توسط سنگ بریده شد و باعث خونریزی شدید رگ او شد.
Explorations disclosed the rich vein of copper in the mountain.
اکتشافات، رگه غنی مس در کوه را آشکار کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.