واژه

lunatic

(lōō' nə tik)

دیوانه

لوناتیک

Definition

crazy person; insane; extremely foolish

توضیح فارسی

فرد دیوانه؛ مجنون؛ بسیار احمقانه

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Only a lunatic would willingly descend into the monster’s cave.

فقط یک دیوانه با میل خودش وارد غار هیولا می‌شود.

اونلی ا لوناتیک وود ویلینگلی دیسِند اینتو دِ مانستِرز کِیو.

Certain lunatic ideas persist even though they have been rejected by all logical minds.

برخی ایده‌های دیوانه‌وار با وجود رد شدن توسط افراد منطقی همچنان باقی می‌مانند.

سِرتِن لوناتیک آیدیاز پِرسیست ایوِن ذو ذِی هَو بین ریجِکتِد بای آل لاجیکَل مایندز.

My roommate has some lunatic ideas about changing the world.

هم‌اتاقی من ایده‌های دیوانه‌واری درباره تغییر دنیا دارد.

مای روم‌مِیت هَز سام لوناتیک آیدیاز اَبَوت چینجینگ دِ وِرلد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.