واژه

valor

(val' ər)

شجاعت

وَلِر

Definition

bravery; courage

توضیح فارسی

دلاوری؛ شجاعت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The valor of the Vietnam veterans deserves the highest commendation.

شجاعت سربازان جنگ ویتنام شایسته بالاترین تقدیر است.

دِ وَلِر آو دِ ویتنام وِتِرِنز دیزِروز دِ هایِست کامِندِیشِن.

No one will dispute the valor of Washington’s men at Valley Forge.

هیچ‌کس شجاعت مردان واشنگتن در ولی فورج را انکار نخواهد کرد.

نو وان ویل دیسپیوت دِ وَلِر آو واشینگتِنز مِن اَت وَلی فورج.

The fireman’s valor in rushing into the flaming house saved the occupants from a horrid fate.

شجاعت آتش‌نشان در ورود به خانه شعله‌ور، ساکنان را از سرنوشت وحشتناک نجات داد.

دِ فایِرمَنز وَلِر این راشینگ اینتو دِ فلیمینگ هاوس سیود دِ آکیوپِنتس فرام ا هارید فِیت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.