واژه

descend

di send

پایین آمدن

دیسِند

Definition

go or come down from a higher place to a lower level

توضیح فارسی

از جای بالاتر به سطح پایین‌تر آمدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

If we let the air out of a balloon, it will have to descend.

اگر هوای بالن را خالی کنیم، مجبور می‌شود پایین بیاید.

ایف وی لِت دِ اِر آوت آو اِ بَلون، ایت ویل هَو تو دیسِند.

The pilot, thinking his plane was in peril, descended quickly.

خلبان چون فکر می‌کرد هواپیمایش در خطر است، سریع پایین آمد.

دِ پایلِت، تینکینگ هیز پلِین واز این پِرِل، دیسِندِد کوییکلی.

Knowing her beau was waiting at the bottom of the staircase, Eleanor descended at once.

چون می‌دانست نامزدش پایین پله‌ها منتظر است، النور فوراً پایین آمد.

نوئینگ هِر بو واز وِیتینگ اَت دِ باتِم آو دِ اِستِیرکِیس، اِلِنور دیسِندِد اَت وانس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.