Definition

joke; fun; mockery; thing to be laughed at; to joke; poke fun

توضیح فارسی

شوخی؛ تمسخر؛ خندیدن؛ شوخی کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Though he spoke in jest, Mark was undoubtedly giving us a message.

اگرچه او به شوخی صحبت کرد، اما بدون شک پیامی به ما می‌داد.

ذو هی اسپوک این جِست، مارک واز آنداوْتِدلی گیوینگ آس ا مِسِج.

Do not jest about matters of morality.

درباره مسائل اخلاقی شوخی نکن.

دو نات جِست اَبَوت مَتِرز آو مورالِتی.

In some quarters, honesty and hard work have become subjects of jest.

در بعضی محافل، صداقت و سخت‌کوشی به موضوع تمسخر تبدیل شده‌اند.

این سام کوارتِرز، آنِستی اَند هارد وِرک هَو بِکام سابجِکتس آو جِست.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.