واژه

idle

(ī' dl)

بی‌کار؛ تنبل

آیدِل

Definition

not doing anything; not busy; lazy; without any good reason or cause; to waste time

توضیح فارسی

بی‌کار؛ مشغول نبودن؛ تنبل؛ بی‌دلیل؛ وقت تلف کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Any attempt to study was abandoned by the student, who idled away the morning.

هر تلاشی برای درس خواندن توسط دانش‌آموزی که صبح را به بطالت گذراند، رها شد.

اِنی اَتِمپت تو اِستادی واز اَبَندِند بای دِ استیودِنت، هو آیدِلْد اوِی دِ مورنینگ.

The idle hours of a holiday frequently provide the best time to take stock.

ساعت‌های بی‌کاری در تعطیلات اغلب بهترین زمان برای ارزیابی اوضاع هستند.

دِ آیدِل آورز آو ا هالِدی فریکوِنتلی پروواید دِ بِست تایم تو تِیک استاک.

Do not deceive yourself into thinking that these are just idle rumors.

خودت را فریب نده که این‌ها فقط شایعات بی‌اساس هستند.

دو نات دیسیو یورسِلف اینتو تینکینگ دَت ذیز آر جاست آیدِل رومِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.