واژه

roam

(rōm)

پرسه زدن

روم

Definition

wander; go about with no special plan or aim

توضیح فارسی

سرگردان گشتن؛ بدون هدف حرکت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

In the days of the Wild West, outlaws roamed the country.

در دوران غرب وحشی، یاغیان در سراسر کشور پرسه می‌زدند.

این دِ دیز آو دِ وایلد وِست، آوت‌لاز رومد دِ کانتری.

A variety of animals once roamed our land.

زمانی انواع مختلفی از حیوانات در سرزمین ما پرسه می‌زدند.

ا وِرایِتی آو اَنیمَلز وانس رومد آور لَند.

The bachelor promised his girlfriend that he would roam no more.

آن مرد مجرد به دوست‌دخترش قول داد که دیگر ولگردی نکند.

دِ بَچِلِر پرامِست هیز گِرل‌فرِند دَت هی وود روم نو مور.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.