(mə ral' ə tē)
مورالیتی
the right or wrong of an action; virtue; a set of rules or principles of conduct
درست یا غلط بودن رفتار؛ فضیلت؛ اصول اخلاقی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The editor spoke on the morality of “bugging” the quarters of a political opponent.
سردبیر درباره اخلاقی بودن شنود محل زندگی رقیب سیاسی صحبت کرد.
We rarely consider the morality of our daily actions, though that should occupy a high position in our thinking.
ما بهندرت اخلاقی بودن کارهای روزانهمان را در نظر میگیریم، در حالی که باید جایگاه مهمی در تفکر ما داشته باشد.
Kenny’s unruly behavior has nothing to do with his lack of morality.
رفتار بینظم کنی هیچ ارتباطی با کمبود اخلاق در او ندارد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.