واژه

theory

thē ə rē

نظریه

تیئوری

Definition

explanation based on thought, observation, or reasoning

توضیح فارسی

توضیحی بر پایه فکر، مشاهده یا استدلال

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Einstein’s theory is really too difficult for the average person to understand.

نظریه اینشتین واقعاً برای فرد عادی بسیار دشوار است.

آینشتاینز تیئوری ایز ریلی تو دیفیکِلت فور دِ اَوِرِج پِرسِن تو آندِراِستَند.

My uncle has a theory about the effect of weather on baseball batters.

عموی من درباره تأثیر آب‌وهوا بر بازیکنان بیسبال یک نظریه دارد.

مای آنکِل هَز اِ تیئوری اَبَوت دِ اِفِکت آو وِدِر آن بِیس‌بال بَتِرز.

No one has advanced a convincing theory explaining the beginnings of writing.

هیچ‌کس نظریه قانع‌کننده‌ای برای توضیح آغاز نوشتن ارائه نکرده است.

نو وان هَز اَدوَنسد اِ کَنوینسینگ تیئوری اِکسپلِینینگ دِ بِگینینگز آو رایتینگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.