واژه

site

(sīt)

محل؛ مکان

سایت

Definition

position or place of anything

توضیح فارسی

موقعیت یا محل چیزی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The agent insisted that the house had one of the best sites in town.

مشاور املاک اصرار داشت که خانه یکی از بهترین مکان‌های شهر را دارد.

دِ ایجِنت اینسیستِد دَت دِ هاوس هَد وان آو دِ بِست سایتس این تاون.

We were informed by our guide that a monument would be built on the site of the historic battle.

راهنمای ما اطلاع داد که بنایی در محل نبرد تاریخی ساخته خواهد شد.

وی وِر اینفورمد بای آور گاید دَت ا مانْیومِنت وود بی بیلت آن دِ سایت آو دِ هیستوریک بَتِل.

For the site of the new school, the committee preferred an urban location.

برای محل مدرسه جدید، کمیته یک مکان شهری را ترجیح داد.

فور دِ سایت آو دِ نیو اسکول، دِ کِمیتی پریفِرد اَن اِربِن لوکِیشِن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.