(äk' yə pent)
آکیوپِنت
person in possession of a house, office, or position
فردی که خانه، اداره یا سمتی را در اختیار دارد
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
A feeble old woman was the only occupant of the shack.
یک زن پیر و ضعیف تنها ساکن آن کلبه بود.
The will disclosed that the occupant of the estate was penniless.
وصیتنامه آشکار کرد که ساکن آن ملک بیپول بوده است.
The occupant of the car beckoned us to follow him.
سرنشین خودرو به ما اشاره کرد که دنبالش برویم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.