واژه

novel

(näv' l)

جدید؛ رمان

ناوِل

Definition

new; strange; a long story with characters and plot

توضیح فارسی

جدید؛ عجیب؛ داستان بلند دارای شخصیت و طرح

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The architect created a novel design that pleased everyone.

معمار طرحی جدید خلق کرد که همه را راضی کرد.

دِ آرکیتِکت کریئیتِد ا ناوِل دیزاین دَت پلیزد اِوری‌وان.

The novel plan caused some unforeseen problems.

نقشه نوآورانه باعث برخی مشکلات پیش‌بینی‌نشده شد.

دِ ناوِل پِلَن کازد سام آن‌فورسین پرابلمز.

Robert was commended by his teacher for the excellent report on the American novel, The Grapes of Wrath.

رابرت برای گزارش عالی‌اش درباره رمان آمریکایی «خوشه‌های خشم» مورد تحسین معلمش قرار گرفت.

رابِرت واز کِمِندِد بای هیز تیچِر فور دِ اِکسِلِنت ریپورت آن دِ امریکن ناوِل، دِ گریپس آو رَث.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.