(môr' tl)
مورتِل
sure to die sometime; pertaining to man; deadly; pertaining to or causing death
فانی؛ مربوط به انسان؛ کشنده؛ موجب مرگ
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We must live with the knowledge that all living creatures are mortal.
ما باید با این آگاهی زندگی کنیم که تمام موجودات زنده فانی هستند.
His rash venture brought him to a mortal illness.
ماجراجویی عجولانهاش او را به بیماری مرگبار دچار کرد.
The two monarchs were mortal enemies.
آن دو پادشاه دشمنان قسمخورده بودند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.