واژه

repetition

(rep' ə tish' ən)

تکرار

رِپِتیشن

Definition

act of doing or saying again

توضیح فارسی

عمل دوباره انجام دادن یا گفتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The repetition of new words in this book will help you to learn them.

تکرار واژه‌های جدید در این کتاب به یادگیری آن‌ها کمک می‌کند.

دِ رِپِتیشن آو نیو وِردز این ذیس بوک ویل هِلپ یو تو لِرن دِم.

Any repetition of such unruly behavior will be punished.

هرگونه تکرار چنین رفتار بی‌نظمی مجازات خواهد شد.

اِنی رِپِتیشن آو ساچ آن‌رولی بِهِیوْیِر ویل بی پانیشت.

After a repetition of his costly mistake, Jerry was fired from his job.

پس از تکرار اشتباه پرهزینه‌اش، جری از کارش اخراج شد.

اَفتِر ا رِپِتیشن آو هیز کاستلی میستِیک، جِری واز فایِرد فرام هیز جاب.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.