واژه

exempt

(eg zempt')

معاف کردن

اِگزِمت

Definition

make free from; freed from

توضیح فارسی

آزاد یا معاف کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Our school exempts bright pupils from final exams.

مدرسه ما دانش‌آموزان ممتاز را از امتحانات نهایی معاف می‌کند.

آور اسکول اِگزِمتس برایت پیوپِلز فرام فاینَل اِگزامز.

School property is exempt from most taxes.

اموال مدرسه از بیشتر مالیات‌ها معاف هستند.

اسکول پراپِرتی ایز اِگزِمت فرام موست تَکسِز.

Juvenile offenders are not exempt from punishment.

بزهکاران نوجوان از مجازات معاف نیستند.

جووِنایل آفِندِرز آر نات اِگزِمت فرام پانیشمِنت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.