واژه

final

(fī' nəl)

نهایی

فاینَل

Definition

coming last; deciding

توضیح فارسی

آخرین؛ تعیین‌کننده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The final week of the term is rapidly approaching.

هفته آخر ترم به‌سرعت نزدیک می‌شود.

دِ فاینَل ویک آو دِ تِرم ایز رَپیدلی اَپروچینگ.

Jose was commended for his improvement in the final test.

خوزه به‌خاطر پیشرفتش در آزمون نهایی تحسین شد.

خوزه واز کِمِندِد فور هیز ایمپروومِنت این دِ فاینَل تِست.

The final censor of our actions is our own conscience.

داور نهایی اعمال ما وجدان خودمان است.

دِ فاینَل سِنسِر آو آور اَکشِنز ایز آور اون کانشِنس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.