واژه

commend

(kə mend')

تحسین کردن

کِمِند

Definition

praise; hand over for safekeeping

توضیح فارسی

ستودن؛ سپردن برای نگهداری

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Everyone commended the mayor’s thrifty suggestion.

همه پیشنهاد صرفه‌جویانه شهردار را تحسین کردند.

اِوری‌وان کِمِندِد دِ مِیِرز ثریفتی ساژِسچِن.

Florence commended the baby to her aunt’s care.

فلورنس مراقبت از نوزاد را به خاله‌اش سپرد.

فلورِنس کِمِندِد دِ بِیبی تو هِر آنتس کِر.

The truth is that we all like to be commended for good work.

حقیقت این است که همه ما دوست داریم به‌خاطر کار خوب تحسین شویم.

دِ تروث ایز دَت وی آل لایک تو بی کِمِندِد فور گود وِرک.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.