(səb sid')
سابساید
sink to a lower level; grow less
پایین آمدن؛ کمتر شدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
After the excessive rains stopped, the flood waters subsided.
پس از توقف بارانهای شدید، آب سیل فروکش کرد.
The waves subsided when the winds ceased to blow.
وقتی بادها از وزیدن ایستادند، موجها آرام شدند.
Danny’s anger subsided when the culprit apologized.
وقتی مقصر عذرخواهی کرد، خشم دنی فروکش کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.