واژه

subside

(səb sid')

فروکش کردن

سابساید

Definition

sink to a lower level; grow less

توضیح فارسی

پایین آمدن؛ کمتر شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

After the excessive rains stopped, the flood waters subsided.

پس از توقف باران‌های شدید، آب سیل فروکش کرد.

اَفتِر دِ اِکسِسیو رِینز اِستاپت، دِ فلاد واتِرز سابسایدِد.

The waves subsided when the winds ceased to blow.

وقتی بادها از وزیدن ایستادند، موج‌ها آرام شدند.

دِ ویوز سابسایدِد وِن دِ ویندز سیست تو بلو.

Danny’s anger subsided when the culprit apologized.

وقتی مقصر عذرخواهی کرد، خشم دنی فروکش کرد.

دَنیز اَنگِر سابسایدِد وِن دِ کالپریت اَپالُجایزد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.