واژه

mourn

(môrn)

سوگواری کردن

مورن

Definition

grieve; feel or show sorrow for

توضیح فارسی

غمگین بودن؛ عزاداری کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Sandra did not cease to mourn for John Lennon.

ساندرا از سوگواری برای جان لنون دست برنداشت.

سَندرا دید نات سیس تو مورن فور جان لِنِن.

The entire city mourned for the people lost in the calamity.

تمام شهر برای افرادی که در فاجعه جان باختند عزاداری کرد.

دِ اِنتایِر سیتی مورند فور دِ پیپِل لاست این دِ کَلَمِتی.

We need not mourn over trifles.

لازم نیست برای مسائل بی‌اهمیت غمگین شویم.

وی نید نات مورن اووِر ترایفِلز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.