(môrn)
مورن
grieve; feel or show sorrow for
غمگین بودن؛ عزاداری کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Sandra did not cease to mourn for John Lennon.
ساندرا از سوگواری برای جان لنون دست برنداشت.
The entire city mourned for the people lost in the calamity.
تمام شهر برای افرادی که در فاجعه جان باختند عزاداری کرد.
We need not mourn over trifles.
لازم نیست برای مسائل بیاهمیت غمگین شویم.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.