واژه

daze

(dāz)

گیج کردن

دِیز

Definition

confuse

توضیح فارسی

سردرگم یا گیج کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The severity of the blow dazed the fighter and led to his defeat.

شدت ضربه مبارز را گیج کرد و باعث شکست او شد.

دِ سِوِرِتی آو دِ بلو دِیزد دِ فایتِر اَند لِد تو هیز دیفیت.

When he ventured out of the house at night, the child was dazed by the noise and the lights.

وقتی کودک شب از خانه بیرون رفت، از صداها و نورها گیج شد.

وِن هی وِنچِرد آوت آو دِ هاوس اَت نایت، دِ چایلد واز دِیزد بای دِ نویز اَند دِ لایتس.

Dazed by the flashlight, Maria blundered down the steps.

ماریا که با نور چراغ‌قوه گیج شده بود، ناشیانه از پله‌ها پایین رفت.

دِیزد بای دِ فِلَشلایت، ماریا بلاندِرد داون دِ اِستِپس.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.