واژه

blunder

(blun' dər)

اشتباه احمقانه

بلاندِر

Definition

stupid mistake; to make a stupid mistake; stumble; say clumsily

توضیح فارسی

اشتباه احمقانه؛ اشتباه کردن؛ تلوتلو خوردن؛ ناشیانه حرف زدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The exhausted boy blundered through the woods.

پسر خسته به‌صورت ناشیانه از میان جنگل عبور کرد.

دِ اِگزاستِد بوی بلاندِرد ثرو دِ وودز.

Bert’s awkward apology could not make up for his serious blunder.

عذرخواهی ناشیانه بِرت نتوانست اشتباه جدی او را جبران کند.

بِرتس آک‌وِرد اَپالُجی کود نات مِیک آپ فور هیز سیریِس بلاندِر.

The general’s blunder forced his army to a rapid retreat.

اشتباه ژنرال ارتشش را مجبور به عقب‌نشینی سریع کرد.

دِ جِنرالز بلاندِر فورست هیز آرمی تو ا رَپید ریتریت.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.