(blun' dər)
بلاندِر
stupid mistake; to make a stupid mistake; stumble; say clumsily
اشتباه احمقانه؛ اشتباه کردن؛ تلوتلو خوردن؛ ناشیانه حرف زدن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The exhausted boy blundered through the woods.
پسر خسته بهصورت ناشیانه از میان جنگل عبور کرد.
Bert’s awkward apology could not make up for his serious blunder.
عذرخواهی ناشیانه بِرت نتوانست اشتباه جدی او را جبران کند.
The general’s blunder forced his army to a rapid retreat.
اشتباه ژنرال ارتشش را مجبور به عقبنشینی سریع کرد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.