(toil)
تویل
hard work; to work hard; move with difficulty
کار سخت؛ سخت کار کردن؛ با دشواری حرکت کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The feeble old man toiled up the hill.
مرد پیر و ضعیف با سختی از تپه بالا رفت.
After years of toil, scientists disclosed that they had made progress in controlling the dreaded disease.
پس از سالها تلاش سخت، دانشمندان اعلام کردند که در کنترل بیماری ترسناک پیشرفت کردهاند.
Despite all his toil, Fred never succeeded in reaching his goal.
فرد با وجود تمام تلاشش هرگز موفق به رسیدن به هدفش نشد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.