واژه

toil

(toil)

سخت کار کردن

تویل

Definition

hard work; to work hard; move with difficulty

توضیح فارسی

کار سخت؛ سخت کار کردن؛ با دشواری حرکت کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The feeble old man toiled up the hill.

مرد پیر و ضعیف با سختی از تپه بالا رفت.

دِ فیبِل اولد مَن تویْلد آپ دِ هیل.

After years of toil, scientists disclosed that they had made progress in controlling the dreaded disease.

پس از سال‌ها تلاش سخت، دانشمندان اعلام کردند که در کنترل بیماری ترسناک پیشرفت کرده‌اند.

اَفتِر یِرز آو تویل، سایِنتیستس دیسکلوزد دَت دِی هَد مِید پراگرِس این کِنترولینگ دِ دِرِدِد دیزیز.

Despite all his toil, Fred never succeeded in reaching his goal.

فرد با وجود تمام تلاشش هرگز موفق به رسیدن به هدفش نشد.

دیسپایت آل هیز تویل، فِرِد نِوِر ساکسیدِد این ریچینگ هیز گول.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.