واژه

insist

(in sist')

اصرار کردن

اینسیست

Definition

keep firmly to some demand, statement, or position

توضیح فارسی

بر خواسته یا عقیده‌ای پافشاری کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Mother insists that we do our homework before we start sending e-mails.

مادر اصرار دارد که قبل از فرستادن ایمیل تکالیفمان را انجام دهیم.

مادِر اینسیستس دَت وی دو آور هوم‌وِرک بیفور وی اِستارت سِندینگ ای‌مِیلز.

She insisted that Sal was not jealous of his twin brother.

او اصرار کرد که سَل به برادر دوقلویش حسادت نمی‌کند.

شی اینسیستِد دَت سَل واز نات جِلِس آو هیز توین براذِر.

The doctor insisted that Marian get plenty of rest after the operation.

دکتر تأکید کرد که ماریان بعد از عمل به اندازه کافی استراحت کند.

دِ داکتِر اینسیستِد دَت مِرین گِت پِلِنتی آو رِست اَفتِر دِ آپِرِیشن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.