(in sist')
اینسیست
keep firmly to some demand, statement, or position
بر خواسته یا عقیدهای پافشاری کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Mother insists that we do our homework before we start sending e-mails.
مادر اصرار دارد که قبل از فرستادن ایمیل تکالیفمان را انجام دهیم.
She insisted that Sal was not jealous of his twin brother.
او اصرار کرد که سَل به برادر دوقلویش حسادت نمیکند.
The doctor insisted that Marian get plenty of rest after the operation.
دکتر تأکید کرد که ماریان بعد از عمل به اندازه کافی استراحت کند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.