واژه

juvenile

(joo' və nil or joo' və nl)

نوجوان؛ جوان

جووِنایل

Definition

young; youthful; of or for boys and girls; a young person

توضیح فارسی

جوان؛ مربوط به نوجوانان؛ فرد جوان

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

My sister is known in the family as a juvenile delinquent.

خواهرم در خانواده به‌عنوان یک بزهکار نوجوان شناخته می‌شود.

مای سیستِر ایز نون این دِ فَمیلی اَز ا جووِنایل دِلینکوِنت.

Paula is still young enough to wear juvenile fashions.

پائولا هنوز آن‌قدر جوان است که لباس‌های نوجوانانه بپوشد.

پائولا ایز استیل یانگ اِنَف تو وِر جووِنایل فَشِنز.

Ellen used to devour “Cinderella” and other stories for juveniles.

اِلِن قبلاً «سیندرلا» و دیگر داستان‌های مخصوص نوجوانان را با اشتیاق می‌خواند.

اِلِن یوزد تو دیوِر سیندرلا اَند آذِر اِستوریز فور جووِنایلز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.