(ek ses' iv)
اِکسِسیو
too much; too great; extreme
خیلی زیاد؛ افراطی
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Pollution of the atmosphere is an excessive price to pay for so-called progress.
آلودگی هوا هزینهای بیش از حد برای بهاصطلاح پیشرفت است.
Numerous attempts have been made to outlaw jet planes that make excessive noise.
تلاشهای زیادی برای غیرقانونی کردن هواپیماهای جتی که صدای بیش از حد تولید میکنند انجام شده است.
The inhabitants of Arizona are unaccustomed to excessive rain.
ساکنان آریزونا به باران شدید عادت ندارند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.