واژه

excessive

(ek ses' iv)

بیش از حد

اِکسِسیو

Definition

too much; too great; extreme

توضیح فارسی

خیلی زیاد؛ افراطی

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Pollution of the atmosphere is an excessive price to pay for so-called progress.

آلودگی هوا هزینه‌ای بیش از حد برای به‌اصطلاح پیشرفت است.

پالوشِن آو دِ اَتمُسفیر ایز اَن اِکسِسیو پرایس تو پِی فور سو-کالد پراگرِس.

Numerous attempts have been made to outlaw jet planes that make excessive noise.

تلاش‌های زیادی برای غیرقانونی کردن هواپیماهای جتی که صدای بیش از حد تولید می‌کنند انجام شده است.

نیومِرِس اَتِمپتس هَو بین مِید تو اوت‌لا جِت پلِینز دَت مِیک اِکسِسیو نویز.

The inhabitants of Arizona are unaccustomed to excessive rain.

ساکنان آریزونا به باران شدید عادت ندارند.

دِ اینهَبیتِنتس آو اَریزونا آر آن‌اَکاستِمد تو اِکسِسیو رِین.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.