واژه

undernourished

(un' dər ner' isht)

دچار سوءتغذیه

آندرنِریشد

Definition

not sufficiently fed

توضیح فارسی

به اندازه کافی تغذیه نشده

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The undernourished child was so feeble he could hardly walk.

کودک دچار سوءتغذیه آن‌قدر ضعیف بود که به‌سختی راه می‌رفت.

دِ آندرنِریشد چایلد واز سو فیبِل هی کود هاردلی واک.

There is evidence that even wealthy people are undernourished because they do not eat sufficient quantities of healthful foods.

شواهدی وجود دارد که حتی افراد ثروتمند نیز سوءتغذیه دارند چون به مقدار کافی غذای سالم نمی‌خورند.

ذِر ایز اِویدِنس دَت ایوِن وِلثی پیپِل آر آندرنِریشد بیکاز دِی دو نات ایت سافیشِنت کوانتِتیز آو هِلثفول فودز.

An infant who drinks enough milk will not be undernourished.

نوزادی که به اندازه کافی شیر بنوشد دچار سوءتغذیه نخواهد شد.

اَن اینفِنت هو درینکس اِنَف میلک ویل نات بی آندرنِریشد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.