واژه

promote

(prə mōt')

ترفیع دادن؛ ترویج کردن

پروموت

Definition

raise in rank or importance; help to grow and develop; help to organize

توضیح فارسی

ارتقا دادن؛ رشد دادن؛ سازمان‌دهی و ترویج کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Students who pass the test will be promoted to the next grade.

دانش‌آموزانی که آزمون را قبول شوند به پایه بعدی ارتقا می‌یابند.

استیودِنتس هو پَس دِ تِست ویل بی پروموتِد تو دِ نِکست گِرید.

An accurate knowledge of other cultures will promote good will among people of different backgrounds.

شناخت دقیق فرهنگ‌های دیگر باعث تقویت حسن نیت میان مردم با پیشینه‌های متفاوت می‌شود.

اَن اَکیورِت نالج آو آذِر کالچِرز ویل پروموت گود ویل اَمَنگ پیپِل آو دیفِرِنت بَک‌گراندز.

Several bankers invested an enormous sum of money to promote the idea.

چند بانکدار مبلغ عظیمی پول سرمایه‌گذاری کردند تا این ایده را ترویج کنند.

سِوِرَل بَنکِرز اینوِستِد اَن اِنورمِس سام آو مانی تو پروموت دِ آیدیا.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.