واژه

monarch

(män' ərk)

پادشاه؛ فرمانروا

مانارک

Definition

king or queen; ruler

توضیح فارسی

شاه یا ملکه؛ فرمانروا

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

There are few modern nations that are governed by monarchs.

کشورهای مدرن کمی وجود دارند که توسط پادشاهان اداره شوند.

ذِر آر فیو مادِرن نِیشِنز دَت آر گاوِرند بای مانارکس.

The monarchs of ancient Rome considered themselves descendants of the gods.

پادشاهان روم باستان خود را از نسل خدایان میدانستند.

دِ مانارکس آو اِنشِنت روم کِنسیدِرد ذِمسِلوْز دیسِندِنتس آو دِ گادز.

Men sometimes believe that they are monarchs in their own homes.

مردان گاهی باور دارند که در خانههای خود فرمانروا هستند.

مِن سامتایمز بیلیو دَت دِی آر مانارکس این دِر اون هومز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.