واژه

miserly

(mī' zər lē)

خسیس

مایزِرلی

Definition

stingy; like a miser

توضیح فارسی

بخیل؛ مانند آدم خسیس

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Being miserly with our natural resources will help us to live longer on this earth.

صرفهجو بودن در استفاده از منابع طبیعی به ما کمک میکند مدت بیشتری روی زمین زندگی کنیم.

بیینگ مایزِرلی ویذ آور نَچِرَل ریسورسِز ویل هِلپ آس تو لیو لانگِر آن ذیس اِرث.

A miserly person rarely has any friends.

یک فرد خسیس بهندرت دوستی دارد.

ا مایزِرلی پِرسِن رِرلی هَز اَنی فرِندز.

Silas Marner abandoned his miserly habits when Eppie came into his life.

سایلس مارنر وقتی اِپی وارد زندگیاش شد، عادتهای خسیسانه خود را کنار گذاشت.

سایلِس مارنِر اَبَندِند هیز مایزِرلی هَبیتس وِن اِپی کِیم اینتو هیز لایف.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.