(thrif' tē)
ثریفتی
saving; careful in spending; thriving
پساندازکننده؛ محتاط در خرج کردن؛ موفق
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
By being thrifty, Miss Benson managed to get along on her small income.
خانم بنسون با صرفهجو بودن توانست با درآمد کمش زندگی کند.
A thrifty person knows that squandering money can lead to financial calamity.
یک فرد صرفهجو میداند که هدر دادن پول میتواند به فاجعه مالی منجر شود.
By thrifty use of their supplies, the shipwrecked sailors were able to survive for weeks.
ملوانان کشتیشکسته با استفاده صرفهجویانه از آذوقهشان توانستند هفتهها زنده بمانند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.