واژه

cease

(sēs)

متوقف کردن

سیس

Definition

stop

توضیح فارسی

ایستادن؛ متوقف شدن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Cease trying to do more than you can.

دست بردار از تلاش برای انجام کاری بیشتر از توانت.

سیس ترایینگ تو دو مور ذَن یو کَن.

The whispering in the audience ceased when the curtain went up.

پچپچ در میان تماشاگران وقتی پرده بالا رفت متوقف شد.

دِ ویسپِرینگ این دِ آدیِنس سیست وِن دِ کِرتِن وِنت آپ.

When you cease making war, you can then begin to pacify the small villages the enemy controls.

وقتی جنگ را متوقف کنی، میتوانی آرام کردن روستاهای کوچک تحت کنترل دشمن را آغاز کنی.

وِن یو سیس میکینگ وار، یو کَن ذِن بِگین تو پَسِفای دِ اِسمال ویلیجِز دِ اِنِمی کِنترولز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.