(fē' bl)
فیبِل
weak
ناتوان؛ ضعیف
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We heard a feeble cry from the exhausted child.
ما صدای گریه ضعیفی از کودک خسته شنیدیم.
The guide made a feeble attempt to explain why he had taken the wrong turn.
راهنما تلاش ضعیفی کرد توضیح دهد چرا مسیر اشتباه را رفته است.
The feeble old man collapsed on the sidewalk.
مرد پیر ناتوان روی پیادهرو از حال رفت.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.