واژه

severity

(sə ver' ə tē)

شدت؛ سختگیری

سِوِرِتی

Definition

strictness; harshness; plainness; violence

توضیح فارسی

سختگیری؛ خشونت؛ شدت

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The severity of the teacher was not appreciated by the pupils until they reached the final examinations.

سختگیری معلم تا زمان امتحانات نهایی مورد درک دانشآموزان قرار نگرفت.

دِ سِوِرِتی آو دِ تیچِر واز نات اَپریشیِیتِد بای دِ پیوپِلز آنتیل دِی ریچت دِ فاینَل اِگزامینِیشنز.

The severity of the Black Plague can be imagined from the fact that thirty percent of the population died.

شدت طاعون سیاه را میتوان از این حقیقت فهمید که سی درصد جمعیت مردند.

دِ سِوِرِتی آو دِ بلَک پِلِیگ کَن بی ایمَجِند فرام دِ فَکت دَت ثِرتی پِرسِنت آو دِ پاپیولِیشن داید.

Rosita complained to the principal about the severity of the punishment that the Student Court gave to her.

روزیتا از شدت مجازاتی که دادگاه دانشآموزی برایش تعیین کرده بود به مدیر شکایت کرد.

روزیتا کامپلِیند تو دِ پرینسیپَل اَبَوت دِ سِوِرِتی آو دِ پانیشمِنت دَت دِ استیودِنت کورت گیو تو هِر.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.