واژه

exhaust

(ig zôst')

خسته یا تمام کردن

اِگزاست

Definition

empty completely; use up; tire out

توضیح فارسی

کاملاً خالی کردن؛ مصرف کردن؛ خسته کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

To exhaust the city's water supply would be a calamity.

تمام کردن ذخیره آب شهر یک فاجعه خواهد بود.

تو اِگزاست دِ سیتیز واتِر ساپلای وود بی ا کَلَمِتی.

The long climb to the top of the mountain exhausted our strength.

صعود طولانی به قله کوه نیروی ما را کاملاً گرفت.

دِ لانگ کلایم تو دِ تاپ آو دِ ماونتِن اِگزاستِد آور اِسترِنگث.

If we continue to squander our money recklessly, our treasury will soon be exhausted.

اگر همچنان پولمان را بیفکر هدر دهیم، خزانهمان بهزودی خالی خواهد شد.

ایف وی کِنتینیو تو اِسکواندِر آور مانی رِکلِسلی، آور تِرژِری ویل سون بی اِگزاستِد.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.