(ig zôst')
اِگزاست
empty completely; use up; tire out
کاملاً خالی کردن؛ مصرف کردن؛ خسته کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
To exhaust the city's water supply would be a calamity.
تمام کردن ذخیره آب شهر یک فاجعه خواهد بود.
The long climb to the top of the mountain exhausted our strength.
صعود طولانی به قله کوه نیروی ما را کاملاً گرفت.
If we continue to squander our money recklessly, our treasury will soon be exhausted.
اگر همچنان پولمان را بیفکر هدر دهیم، خزانهمان بهزودی خالی خواهد شد.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.