(ra' pid)
رَپید
very quick; swift
بسیار سریع؛ تند
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
We took a rapid walk around the camp before breakfast.
ما قبل از صبحانه یک پیادهروی سریع دور اردوگاه داشتیم.
If you work rapidly you can complete the test in twenty minutes.
اگر سریع کار کنی، میتوانی آزمون را در بیست دقیقه تمام کنی.
The response to the surprise attack was a rapid retreat.
واکنش به حمله غافلگیرانه، یک عقبنشینی سریع بود.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.