(bek' ən)
بِکِن
signal by a motion of the hand or head; attract
با حرکت دست یا سر اشاره کردن؛ جذب کردن
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
Jack beckoned to me to follow him.
جک با اشاره از من خواست او را دنبال کنم.
The delicious smell of fresh bread beckoned the hungry boy.
بوی خوش نان تازه پسر گرسنه را به سوی خود کشاند.
The sea beckons us to adventure.
دریا ما را به ماجراجویی فرا میخواند.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.