واژه

respond

(ri spänd')

پاسخ دادن

ریسپاند

Definition

answer; react

توضیح فارسی

جواب دادن؛ واکنش نشان دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Greg responded quickly to the question.

گرگ به سؤال سریع پاسخ داد.

گِرِگ ریسپاندِد کوئیکلی تو دِ کوئسچِن.

My dog responds to every command I give him.

سگ من به هر دستوری که میدهم واکنش نشان میدهد.

مای داگ ریسپاندز تو اِوری کِمَند آی گیو هیم.

Mrs. Cole responded to the medicine so well that she was better in two days.

خانم کول آنقدر خوب به دارو پاسخ داد که ظرف دو روز بهتر شد.

میسیز کول ریسپاندِد تو دِ مِدیسِن سو وِل دَت شی واز بِتِر این تو دیز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.