واژه

betray

(bi trā')

خیانت کردن؛ لو دادن

بیتری

Definition

give away to the enemy; be unfaithful; mislead; show

توضیح فارسی

لو دادن به دشمن؛ بیوفایی کردن؛ آشکار کردن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Nick's awkward motions betrayed his nervousness.

حرکات ناشیانه نیک، اضطرابش را آشکار کرد.

نیکس آکوِرد موشِنز بیتریْد هیز نِروِسنِس.

Without realizing what he was doing, the talkative soldier betrayed his unit's plans.

آن سرباز پرحرف بدون اینکه متوجه باشد، نقشههای واحدش را لو داد.

ویذاوت ریِلایزینگ وات هی واز دوئینگ، دِ تاکِتیو سولجِر بیتریْد هیز یونیتس پلَنز.

The child's eyes betrayed his fear of the fierce dog.

چشمهای کودک ترس او از سگ وحشی را نشان داد.

دِ چایلدز آیز بیتریْد هیز فیر آو دِ فیرس داگ.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.