واژه

eliminate

i lim ə nāt

حذف کردن

اِلیمینِیت

Definition

get rid of; remove; omit

توضیح فارسی

از بین بردن؛ حذف کردن؛ کنار گذاشتن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

When the railroad tracks are raised, the danger of crossing will be eliminated.

وقتی ریل‌های راه‌آهن بالا برده شوند، خطر عبور حذف خواهد شد.

وِن دِ رِیل‌رود تِرَکس آر رِیزد، دِ دِینجِر آو کراسینگ ویل بی اِلیمینِیتِد.

When figuring the cost of a car, don’t eliminate such extras as air conditioning.

هنگام محاسبه هزینه خودرو، موارد اضافی مثل کولر را حذف نکنید.

وِن فیگِرینگ دِ کاست آو اِ کار، دونت اِلیمینِیت ساچ اِکستراز اَز اِر کاندیشنینگ.

If we were to eliminate all reclining chairs, no one would fall asleep while watching television.

اگر همه صندلی‌های تاشو را حذف کنیم، هیچ‌کس هنگام تماشای تلویزیون خوابش نمی‌برد.

ایف وی وِر تو اِلیمینِیت آل ریکلاینینگ چِرز، نو وان وود فال اَسلیپ وایل واچینگ تِلِویژن.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.