واژه

awesome

(ô' səm)

شگفتانگیز؛ ترسناک باعظمت

آسِم

Definition

causing or showing great fear, wonder, or respect

توضیح فارسی

ایجادکننده ترس، شگفتی یا احترام زیاد

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

The towering mountains, covered with snow, are an awesome sight.

کوههای بلند پوشیده از برف منظرهای شگفتانگیز هستند.

دِ تاوِرینگ ماونتِنز، کاوِرد ویذ اسنو، آر اَن آسِم سایت.

Connie had such an awesome amount of work to complete before graduation she doubted she would have everything ready in time.

کانی پیش از فارغالتحصیلی مقدار عظیمی کار برای انجام دادن داشت و شک داشت همهچیز را بهموقع آماده کند.

کانی هَد ساچ اَن آسِم اَمَونت آو وِرک تو کامپلیت بیفور گرَجویشن شی داوتِد شی وود هَو اِوریثینگ رِدی این تایم.

The atom bomb is an awesome achievement for mankind.

بمب اتم یک دستاورد هولناک و عظیم برای بشر است.

دِ اَتِم بامب ایز اَن آسِم اَچیومِنت فور مَنکایند.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.