(ô' səm)
آسِم
causing or showing great fear, wonder, or respect
ایجادکننده ترس، شگفتی یا احترام زیاد
برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده میشود.
The towering mountains, covered with snow, are an awesome sight.
کوههای بلند پوشیده از برف منظرهای شگفتانگیز هستند.
Connie had such an awesome amount of work to complete before graduation she doubted she would have everything ready in time.
کانی پیش از فارغالتحصیلی مقدار عظیمی کار برای انجام دادن داشت و شک داشت همهچیز را بهموقع آماده کند.
The atom bomb is an awesome achievement for mankind.
بمب اتم یک دستاورد هولناک و عظیم برای بشر است.
برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.