واژه

venture

(ven' chər)

ماجراجویی؛ خطر کردن

وِنچِر

Definition

a daring undertaking; an attempt to make money by taking business risks; to dare; to expose to risk

توضیح فارسی

اقدام جسورانه؛ سرمایهگذاری پرخطر؛ جرئت کردن؛ در معرض خطر قرار دادن

نمونه کاربرد

مثال‌های این واژه

برای حفظ تمرکز لندینگ، فقط چند نمونه واقعی نمایش داده می‌شود.

Ulysses was a man who would not reject any venture, no matter how dangerous.

اولیس مردی بود که هیچ ماجراجویی را هرچقدر هم خطرناک بود رد نمیکرد.

یولیسِز واز ا مَن هو وود نات ریجِکت اَنی وِنچِر، نو مَتِر هاو دِینجِرِس.

John Jacob Astor made his fortune by a lucky venture in animal furs.

جان جیکوب آستور ثروتش را از یک سرمایهگذاری موفق در پوست حیوانات به دست آورد.

جان جیکوب اَستور مِید هیز فورچِن بای ا لاکی وِنچِر این اَنیمَل فِرز.

Medics venture their lives to save wounded soldiers.

پزشکان نظامی جان خود را به خطر میاندازند تا سربازان زخمی را نجات دهند.

مِدیکس وِنچِر دِر لایوز تو سیو ووندِد سولجِرز.
تمرین و مرور

این واژه را در کتاموز تمرین کن

برای مرور هوشمند، آزمون و ادامه مسیر کتاب، اپلیکیشن کتاموز را رایگان نصب کنید.